بررسی تاثیر جنون بر آثار نقاشی و ارتباط بصري و محتوايي آثار نقاشان بزرگ با اثار بيماران ر

فرمت فایل: word تعداد صفحات: 299 مقدمه : هر تحقيق آغاز ونقطه شروعي دارد ، شايد يك سئوال و يا يك كنجكاوي ساده ؟ ! نقطه شروع اين تحقيق فيلمي مستند در سال 1377 در شهرخمين بوده است. اين فيلم در خصوص موردهاي كم توان ذهني ومجنون هاي شناخته شده درشهر بوده كبررسی تاثیر جنون بر آثار نقاشی و ارتباط بصري و محتوايي آثار نقاشان بزرگ با اثار بيماران ر|30018341|xgs|بررسی تاثیر جنون بر آثار نقاشی و ارتباط بصري و محتوايي آثار نقاشان بزرگ با اثار بيماران رواني
در این صفحه از وب سایت برتر با شما هستیم با بررسی تاثیر جنون بر آثار نقاشی و ارتباط بصري و محتوايي آثار نقاشان بزرگ با اثار بيماران ر

فرمت فایل: word



تعداد صفحات: 299



مقدمه :



هر تحقيق آغاز ونقطه شروعي دارد ، شايد يك سئوال و يا يك كنجكاوي ساده ؟ !



نقطه شروع اين تحقيق فيلمي مستند در سال 1377 در شهرخمين بوده است. اين فيلم در خصوص موردهاي كم توان ذهني ومجنون هاي شناخته شده درشهر بوده كه طي مصاحبه اي، سئوالات اساسي زندگي همچون : خدا كيست وكجاست ؟ عشق چيست؟ و. . . از آنها پرسيده مي شد. دركنارمصاحبه با وسايل نقاشي كه در اختيارشان قرارداده شده بود از آنها خواسته مي شدكه نقاشيي ترسيم كنند. درپايان، دو نمونه از اين نقاشي ها، با شباهتي باور نكردني ، نقاشي هاي پل كله را به ياد مي آوردند. اين شباهت بين برخي آثار پل كله به عنوان يك نابغه جهاني، با آثار دو مورد كم توان ذهني درشهري كوچك كه براي اولين بار با سه پايه وبوم و رنگ و قلم مو روبرو مي شدند ومطالعه مطلبي كه در كتاب معني هنر هربرت ريد (1379) در رابطه با پل كله آمده است:



‹‹ . . . هنركله هنري است غريزي و خيال آميز و به طرز ساده دلانه اي عيني، گاهي كودكانه به نظرمي رسد. وگاهي بدوي وگاهي ديوانه وار. . . ›› اين سئوال براي نگارنده مطرح شدكه اين شباهت از كجا ناشي مي شود وچه رابطه اي بين هنركله و جنون وجود دارد ؟



جنون درطول تاريخ همواره مورد توجه بسياري از بزرگان بوده است. برخي آن را نكوهش كرده وآن را تا به اندازه طاعون و جذام، بد و خطرناك مي دانستند و برخي همچون افلاطون، ارسطو ، مولانا ، حافظ و. . . آن را ستايش كرده اند از جمله : افلاطون معتقد بوده است كه شاعردر وهلة اول بايد ديوانگي را كه هديه خدايان هنراست دريافت كند. تحت الهام ،‌ قرارگيرد بي خود و بي خويشتن شود. آنگاه به يادگيري فنون شاعري بپردازد.



ارسطو دراين باره مي گويد : ‹‹ نبوغ درخشان ، از جنون خالي نيست.››



اراسموس متفكر هلندي كتابي را تحت عنوان ‹‹ ستايش از ديوانگي ›› به رشته تحرير در آورده است.



مولانا دراشعاري زيادي به ديوانگي اشاره دارد از جمله :



وقت آن شدكه به زنجير تو ديوانه شويم بند از برگسليم از همه بيگانه شويم.



حافظ نيز دراشعارش به اين موضوع اشاراتي دارد :



آسمان بار امانت نتوانست كشيد قرعه فال بنام من ديوانه زدند.



شيخ عطار در اين باره مي آورد :



جان نگردد پاك از بيگانگي تا نيابد بويي از ديوانگي



ميشل فوكو دركتاب تاريخ جنون در اين باره جمله اي از پاسكال آورده است:



پاسكال مي گويد : ديوانگي بشرآنچنان ضروري است كه ديوانه نبودن خود شكل ديگري از ديوانگي است.



همچنين سوررئاليست ها براي ديوانگي اهميت بسيار قائل بودند. لمبروزو روانكاو و جرم شناس مشهور ايتاليايي دركتاب معروف خود (بشرنابغه) تأكيد مي كندكه انسان به مقتضاي ساختمان زود شكن اعصاب خود ، خواه ناخواه به سوي جنون سوق داده مي شود و نبوغ را يك نوع جنون انسانهاي خوشبخت مي داندكه آنها را به جاي سوق دادن به بيمارستان هاي رواني به اوج شهرت و افتخار مي رساند.



باتوجه به نقطه نظرات مطرح شده شايد بتوان بين نبوغ وجنون ارتباطي نزديك قائل شد، شايد وجود مواردي مشترك اين احساس نزديكي را برجسته مي نمايد. ولي آيا به راستي بين نبوغ و جنون رابطه اي است ؟ !



شوپنهاور خود را قرباني توطئه مي دانست و در بيست سالگي خود را با مسيح مقايسه مي كرد. استريند برگ ، نمايشنامه نويس سوئدي ، هولدرلين ، شاعرآلماني و جياكومتي مجسمه ساز ، به نوعي با جنون دست به گريبان بوده اند. موسيقي دانان مشهوري مانند بتهوون ، شوبرت و چايكوفسكي به افسردگي دچار بوده اند. ادوارد مونش نقاش مشهور آلماني از هذيان هاي تعقيب وتوهمات شنيداري رنج مي برده است. ونگوگ نقاش مشهور هلندي مبتلا به صرع و نوسانات خلقي بوده و مدتي در تيمارستان بستري شده است. چارلي چاپلين ، داراي نوسانات خلقي بوده ، مارلون براندو ، هنرپيشه مشهور، سالها تحت روان درماني بوده است.



آيا ظهور توليدات عجيب و غريب و شوك برانگيز عصرحاضر ، همچون ارائه نمايشگاهي از اجساد تكه تكه شده مردگان ، خودكشي به عنوان اثر هنري ، قرارگرفتن زير تيغ جراحي و جابجا كردن اجزاي چهره و صدها نمونة ديگر، از نبوغ سرچشمه مي گيرد يا از جنون ؟؟



قدمت جنون به قدمت جهل بشراست. هركجا جهل است جنون هم خود را آشكار مي سازد. اولين جهل بشري حرص و طمع بوده كه رانده شدن آدم وحوا از بهشت را به دنبال داشته است. دومين جهل بشري حرص وطمع و حسادت مفرطِ همراه با جنون قابيل بوده، كه اولين جنايت تاريخ بشري و برادركشي را رقم زده است.ولي اگر بدنبال تاريخي مكتوب باشيم؛ براساس نظريه افلاطون كه بين آفرينشگري هنري با جنون پيوند قائل بود تاريخ جنون به دوران باستان بر مي گردد : نشانه هايي هم وجود دارد كه در عربستان ودر دوره جاهليت، برخي شاعران تحت تسخير جنيان بوده واز طريق الهام اجاينه، كلمات وجملاتي شاعرانه را مي سرودند ومردم آنها را مجنون مي خواندند.همچنين متون ادبي بسياري، مستقيم و غير مستقيم به جنون پرداخته اند،از جمله:اراسموس متفكر انسان دوست هلندي، قرن شانزدهم ميلاددي كتابي با عنوان ستايش از ديوانگي دارد، ماجراي مجنون در داستان ليلي و مجنون نظامي و اشعار متعددي در ديوان شمس تبريزي مولانا و ديوان حافظ هر كدام به نوعي سطوري بر تاريخ جنون نگاشته اند.در عصر معاصر نيز مي توان به ژان دو بوفه اشاره نمود كه در سال 1961 قريب 5000 نقاشي جمع آوري شده از بيماران رواني را در نمايشگاهي در معرض ديد عموم قرار داد. همچنين با مشاهده آثار برخي نقاشان جهان به ويژه معاصرين در اروپا و غرب، تاثيرات جنون در نحوه برخورد با موضوع ،‌ رنگ گذاري و ... قابل درك است كه در فصل هاي آتي نمونه هايي از اين هنرمندان معرفي مي گردد. مواردي از تحقيق هاي دانشجويي باموضوعهاي مرتبط نيز در بخش پيشينه تحقيق حاضر آمده است،از جمله:"نقاشي در بيماران رواني"،كاربرد نقاشي براي كاهش اضطراب بيماران اسكيزوفرنيك"،هنر درماني و...



حاصل سالها مطالعه و بررسي آثار نقاشان بزرگ از يكسو و مشاهده تجربي نقاشي هاي بيماران رواني از سوي ديگر، پژوهشگر حاضر را با اين مسأله مواجه ساخت كه علل شباهت ظاهري و محتوايي اين دو دسته آثار چه مي تواند باشد؟ و سئوال هايي به شرح ذيل مطرح گرديد:



سوالات اصلي تحقيق:



1 آيا بين آثار نقاشان بزرگ و آثار بيماران رواني شباهت بصري وجود دارد؟



2 آيا آثار نقاشان بزرگ با آثار بيماران رواني از نظر محتوي شباهت دارد؟



3 آيا نقاشان بزرگ جهان از نظر بصري و يامحتوايي تحت تاثير اثار بيماران رواني بوده اند؟





اهميت علمي، هنري و يا تربيتي موضوع تحقيق:



الف: اهميت علمي:



اهميت علمي موضوع در حوزه روانشناسي،شناسايي درونيات و مشكلات احتمالي در سطح جامعه به منظور شناسايي نمونه هاي آسيب ديده، و پيشگيري از بروز بيماري هاي رواني در سطح جامعه وبهره گيري از هنر و به ويژه نقاشي در هنر درماني جهت بهبود بيماران مي باشد.



ب:‌ اهميت هنري:



دستيابي به تعاريف و جايگاه مواردي همچون حس و عقل،نبوغ و جنون، واقع نمايي و انتزاع و... در هنر به منظور بهره برداري مراكز هنري آموزشي.





بيان چرايي و ضرورت انجام پژوهش:



1. وجود شباهت هاي مشاهده شده در آثار هنرمندان و بيماران رواني.



2. شناخت دقيق و عميق تر هنر و بهره گيري از آن در خلق آثار هنري.



3.آشكار شدن جايگاه واقعي نوابغ و بيماران رواني و آثارشان.



4. پاسخگويي به سئوالات مطرح شده درتحقيق به منظور استفاده در دانشكده هاي هنري و روانشناسي.



5. اهميت پرداختن به بيماران رواني و جلوگيري از منزوي وحذف شدن و استفاده از توانايي هاي موجود آنها.